نامه ای به دوست
بی سلام شروع می کنم
شاید چون مطمئن نیستم جواب سلامم رو بدی
خیلی وقته باهام قهری مگه نه؟ اینو از زندگی سوت و کور و بی هیجانم فهمیدم
انقدر توی دنیا غرق شدم که یادم رفته یه وقتایی باید ناز نگاهت رو کشید . خیلی دلت ازم پره ،می دونم دیگه برات مثل همیشه نیستم ،دیشب وقتی سیاهی مهمون خونه شد، توی چشمای ماهت دیدم که گفتی ازم دلگیری ،ولی نفرینم نکردی فقط چشمات رو بستی نمی دونم چرا ؟ نکنه تو هم می خوای تصویری که ازم توی ذهنت مونده خط خطی نشه
من و ببخش ،من هنوز کوچکتر از اونم که دنیا رو با تمام خوبی و بدیهاش توی ذهنم جا بدم
من و ببخش اگه دیگه رو به آسمون صدات نمی کنم ،رک بگم از یاریت، از بودن همیشه ات توی لحظه هام نا امید شدم . فکر نکنی به بودنت شک کردم نه.... فقط منم از تو دلگیرم،اما چه فایده داره حرف بی جواب
من و ببخش اگه متوقعم، اما بهم حق بده جز تو نخواستم گرمای وجود کسی وجودم رو بلرزونه ،اما تو ورق اول سرنوشتم رو با زمستون شروع کردی این رسمش نبود بامعرفت
من و ببخش اگه دیگه برات آهنگهای عاشقونه نمی خونم، اگه دیگه دنبال یه کنج خلوت نمی گردم تا باهات خلوت کنم، ببخش اگه خیلی وقته قبل از خواب یادت رو پس می زنم ،منم زمینی شدم چون تو نخواستی توی آسمونت سیر کنم
من و ببخش اگه دیگه روزی ۳ بار فقط برای تو سراغ چادرم نمی رم، ببخش اگه خیلی وقته سرم رو روی خاکت مهمون نکردم، ببخش اگه کتاب یادگاریت رو خیلی وقته که نخوندم، ببخش اما بدون من منتظر یه نشونه از طرفتم یه نشونه که دلگرمم کنه، یه نشونه که بهم ثابت کنه هنوزم سایه ی پنهونت بالای سرمه
من و ببخش ، من خیلی خودخواهم ، من از جنس ابرهای تو لطیف نیستم ،خیلی وقته که از مهمونی تو برگشتم و لباس سپیدم پر از گرد و غبار شهر شده
من و ببخش اگه دلتنگت می شم و به روی خودم نمیارم اگه سرت داد می زنم، اگه کافر کیش می شم اگه بوسه های یواشکیم رو خیلی وقته ازت دریغ کردم اگه دارم یاوه می گم فقط منو ببخش
من و ببخش اگه هر روز ته دلم دعا می کنم زودتر مهمون ناخوندت بشم، اگه از خاکی های دنیات دلسرد شدم، اگه یواش یواش داره یادم می ره پشت سرم آب ریختی که بالاخره پیشت برگردم
من و فراموش نکن ،برام نامه بنویس و پایینش رو امضا کن یا یه عکس از چهره ی قشنگت رو به ابرها سنجاق کن که وقتی سرم رو بالا می کنم از برق نگاهت جون بگیرم
دفترچه ی زندگیم رو با یه پاک کن بزرگ پاک می کنم و اولش یه بسم الله الرحمن الرحیم می نویسم خیلی دیره برای شروع دوباره ؟
یه نشونه برام بفرست تا بدونم باهام آشتی کردی، من پشیمونم دلم برات تنگ شده، نمی خوای یخ بینمون رو بشکنی خدای من؟![]()









